خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وینکوروی و نکوکار و نکونام ست آه از وی
۲
نگارم ساده و من رند رنگ آمیز رسوایمچه نقش مدعا بندم بدین روی سیاه از وی
۳
به موج ناله می روبم غبار از دامن زینشکمین ها دیده ام غافل نیم در صیدگاه از وی
۴
جنون رشک را نازم که چون قاصد روان گردددوم بی خویش و گیرم نامه اندر نیمه راه از وی
صفحهٔ ۱ از ۳