خلوتی با عیوقی
بخش ۹ - شعر گفتن ورقه
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگفت ای چراغ دل و جان منبت گل رخ و جان و جانان من
۲
به هجر اندرون کرد نتوان درنگشود نرم از عشق پولاد و سنگ
۳
نگارم شد و شد ز هجرش مراهم از دل نشاط و هم از روی رنگ
۴
کنون کم قضا سوی اوره نمودنگیرم دگر در صبوری درنگ
صفحهٔ ۱ از ۲