خلوتی با عیوقی
بخش ۲۸ - مرو را جهازی نکو ساختند
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرو را جهازی نکو ساختندخزینه ز گوهر بپرداختند
۲
از آن گوهرانش یکی راندیدنه دید و نه نام یکی را شنید
۳
که گوهر به نزدیک او سنگ بودره خرمی بر دلش تنگ بود
۴
خردمند گلشاه فرخنده رایکی بنده بد، خواند آن بنده را
صفحهٔ ۱ از ۴