شعر را زندگی کن
خلوتی با عیوقی

بخش ۳۰ - چو گلشه سوی شام شد مستمند

ورقه و گلشاه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو گلشه سوی شام شد مستمندبیاورد بابش یکی گوسفند
۲
ز بهر حیل سرش ببرید زودبه کرباس اندر بپیچید زود
۳
بخوابید در خیمه چون مردگانشب تیره برداشت بانگ و فغان
۴
برآورد با زن به یک جا خروشکه آوخ ز گلشاه ببرید هوش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth