خلوتی با عیوقی
بخش ۳۱ - بازگشتن ورقه به حی بنی شیبه
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبد ورقه را ز آن حدیث آگهیکه چونست احوال سرو سهی
۲
چو انگشتری و زره سوی اویرسید از بر گلشه خوب روی
۳
چو بشنید پیغام او از غلامکه نالنده گشتست ماه تمام
۴
دل ورقه آمد زانده به جوشز بس غم نیارست بودن خموش
صفحهٔ ۱ از ۱۲