شعر را زندگی کن
خلوتی با عیوقی

بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شام

ورقه و گلشاه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگفت این و آمد ز پیشش برونز دیده روان کرده دو جوی خون
۲
بگفتار با خلق نگشاد لببپوشید دستی سلیح و سلب
۳
ز خشم عم و بهر ننگ و نبردنشست از بر بارهٔ ره نورد
۴
ز حی بنی شیبه بنهاد رویسوی شام از بهر آن مهرجوی
صفحهٔ ۱ از ۳۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth