شعر را زندگی کن
خلوتی با عیوقی

بخش ۳۶ - دیدن ورقه و گلشاه یکدیگر را

ورقه و گلشاه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگفت این و درماند در غم اسیرستد خاتم و در فگندش به شیر
۲
به کدبانوش برد با بیم و دردستد شیر گلشاه، لختی بخورد
۳
پدید آمد انگشتری اندر اویچو دید آن بت دلبر مهر جوی
۴
همه مغزش از مهر پرجوش گشتبیفتاد بر جای و بی‌هوش گشت
صفحهٔ ۱ از ۳۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth