خلوتی با عیوقی
بخش ۴۳ - سه روز و سه شب همچنان در عذاب
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سه روز و سه شب همچنان در عذابهمی بود بی خورد و بی هوش و خواب
۲
ز کارش چو آگاه شد شاه شامدویدش بر ماه بت کش خرام
۳
بگفتش: چه بود ای دلارام من؟بگو هین که تیره شد ایام من!
۴
بگفتش که ای خسرو دادگربه گیتی چه باشد ازین زارتر
صفحهٔ ۱ از ۳