خلوتی با عیوقی
بخش ۴۵ - شکوهٔ شاعر
ورقه و گلشاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریغا که بد مهر گردان جهانندارد وفا با کسی جاودان
۲
نباید همی بست دل را در اویکه بس نابکارست و بس زشت روی
۳
بسا مهر پیوسته و بسته دلکه او کرد بی کام دل زیر گل
۴
بس امّیدها را که در دل شکستبسی بندها کو گشاد و ببست
صفحهٔ ۱ از ۳