شعر را زندگی کن
خلوتی با عسجدی

شمارهٔ ۹۵ - قطعه هزلیه

اشعار باقیمانده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو کودک سر فرود آرد به حجره بر سر حمدانچنان گردد که پندارم سماروغ است یا جله
۲
درآویزم حمایل‌وار یکسر خویشتن را زوبه گرد گردن و پشتش کنم آغوش چون بخله
۳
همی‌چینم همی‌کوشم به دندان با زنخدانشهمی‌پیچد غلام از رنج و با او می‌زنم کله
۴
فراز گنبد سیمینش بنشینم به کام دلز زر و سیم گنبد را به کام او دهم غله
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth