خلوتی با ایرانشان
بخش ۱۵۰ - بازگشت آتبین از راه دریا
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو رفت آتبین از بسیلا برونز دیده زن و مرد راندند خون
۲
جوانان به دل زار و بریان شدندزنان از فرارنگ گریان شدند
۳
خروش آمد از کوی و برزن به دشتهمی دود دل زآسمان بر گذشت
۴
همه خواهران فرارنگ، دستزنان بر گُل و نرگس نیم مست
صفحهٔ ۱ از ۱۰