خلوتی با ایرانشان
بخش ۱۷۲ - مرگ دختر کوش و زاری پدر
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو سال اندر این ماهچهره ببودکه او هر زمانیش رشکی نمود
۲
ستمکش بدان سختی اندر بمردبرفت و ستم با تن خود ببرد
۳
چو آگاهی آمد ز مرگش به کوشبرون رفت با گریه و با خروش
۴
سرِ ناسزا مرد از آن گردنشبرون کرد و برگشت پیرامنش
صفحهٔ ۱ از ۶