خلوتی با ایرانشان
بخش ۱۷۳ - گریختن کنعان از کوش و رفتن پیش ضحاک
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بپژمرد کنعان که آن را بدیدکه از تاب او ماهچهره کشید
۲
بلرزید بر جای چون بید شدز کوش بداندیش نومید شد
۳
شب تیرهگون با سواری هزارگریزان بشد تا درِ شهریار
۴
چو نزدیک بیت المقدس رسیدخبر زو به ضحّاک جادو رسید
صفحهٔ ۱ از ۷