خلوتی با ایرانشان
بخش ۳۵۰ - دیدن کاخی آباد و گفتگوی کوش آفرینندهٔ جهان با پیری فرزانه
کوشنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهل روز بر گردِ آن بیشه کوشهمی تاخت، نیرو نماندش نه توش
۲
ز ناگاه روزی به تلّی رسیدعنان تگاور بدان سو کشید
۳
یکی کاخ آباد دید از برشز سنگ سیه برنهاده سرش
۴
جهاندیده کوش از در آواز دادکه این در به ما بر بباید گشاد
صفحهٔ ۱ از ۱۵