شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گداخت سیم وش آن شوخ سیمبر ما رابه پیچ و تاب درآورد آن کمر ما را
۲
چو جام، گردش آن چشم پرخمار امروزز حادثات جهان کرد بی خبر ما را
۳
چو گردباد به خود ای نفس، چه می پیچی؟چو آب برد لب خشک و چشم تر ما را
۴
چه طالع است که هر گاه چون نگاه به غیرفکند تا نظر، افکند از نظر ما را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth