خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر راجذبهٔ سرشار ما از هم کند زنجیر را
۲
بسکه شورش در دماغ طفل ما جا کرده استباز در پستان مادر می کند خون شیر را
۳
گاه در عین جلا بر شعله می پیچد چو دودمی برد از نالهٔ ما آه ما تأثیر را
۴
نیست بیجا در شکنج زلف، دل را جستجوکعبه رو بیهوده کی سر می کند شبگیر را
صفحهٔ ۱ از ۳