خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جلا می دهد سینه را اخگر ماز دل می برد زنگ، خاکستر ما
۲
به خون لاله سان بارها شسته ایمسیاهی نشد پاک از دفتر ما
۳
نخواهیم سر در کشیدن به عجزاگر تیرباران شود بر سر ما
۴
دلیل حوادث توانیم گشتنکه هر داغ شمعی است بر پیکر ما
صفحهٔ ۱ از ۳