شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی رمز درد، کس نشود آشنای ماخالی ز ناله نیست نی بوریای ما
۲
ماییم هر چه هست نماییم هر چه هستاز ما پر است عالم و خالی است جای ما
۳
با سنگ طینتان چه کند نرمی زبانبا دل شکسته کار کند مومیای ما
۴
دست طمع ز دامن دوران بریده ایمکفش زمانه راست نیامد به پای ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth