خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظهور نعمت منعم بود گدایی مانوای عالم معنی است بینوایی ما
۲
زمانه افسر شاهی به روی خاک انداختچو دید شوکت و شأن برهنه پایی ما
۳
بیار باده و با ما مصاحبت انگیزکه بیخودی است ره و رسم آشنایی ما
۴
نه زهد خشک فروشیم آبرو خواهیمنه ترک دنیی دون است پارسایی ما
صفحهٔ ۱ از ۴