شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جان‌هااز آن چشمی که مجنون گشته آهو در [بیابان‌ها]
۲
ز مشتاقان چرا پوشیده‌ای عارض به رنگ گلنوای بلبل شیداست زان رو در گلستان‌ها
۳
کمان ابروانت بسته زه گویا که پی در پیگذر دارد ز هر سو بر دل من تیر مژگان‌ها
۴
نمود از عارضش خالی سودا فقر پیدا شدکه عقل کل از آن سوداست سر زد در بیابان‌ها
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth