شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرهاچون غنچه پر از خون ز خیال تو جگرها
۲
بس سنگدلانی که در این راه ز دوریچون کوه گرفتند به هر گوشه کمرها
۳
ایام جوانی است مرادی طلب از حقدر نالهٔ پیش از دم صبح است اثرها
۴
نی حرف زدی با کس و نی حرف شنیدیای از تو به هر کوچه و بازار خبرها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth