خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آبکز هوای جلوه ات بر خویش گردیده است آب
۲
می کند هر لحظه پیراهن قبا چرخ کبوداین قدر بیهوده بر گرداب پیچیده است آب
۳
ز دو جانب بسته دامن را به زنجیر کمراز شتاب عمر بس دلسرد گردیده است آب
۴
دایماً در بحث کج با بحر میدان می کشدراستی را از زبان موج نشنیده است آب
صفحهٔ ۱ از ۲