خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیوانه شدم باز جنون می کنم امشبای عشق مدد ساز که خون می کنم امشب
۲
تا عشق بنا گشته جهان یاد نداردعیشی که به این بخت زبون می کنم امشب
۳
غم نخل و ثمر آه و نفس سوخته آخرخود گوی که بی روی تو چون می کنم امشب؟
۴
سیلی که برد زنگ ز آیینهٔ عالماز دیدهٔ خونبار برون می کنم امشب
صفحهٔ ۱ از ۲