خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو جان و من به جانت گشته طالبتو نور دیده و از دیده غایب
۲
چنان قانون شرعت زد بر آهنگکه از می شد لب پیمانه تایب
۳
جهان بس خورده با هم فرق نتوانکه در این دوران غرایب از عجایب
۴
ز دست خویش در آتش فتادیکه در معنی اقارب شد عقارب
صفحهٔ ۱ از ۲