خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرف آن لب شنفتنم هوس استسخن از باده گفتنم هوس است
۲
سر او را که اظهر است از شمسباز در دل نهفتنم هوس است
۳
چون صبا خاک راه جانان رابه دم خویش رفتنم هوس است
۴
عمرها غنچه خسب باید بودنفسی گر شکفتنم هوس است
صفحهٔ ۱ از ۲