خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش استاز گل صفا و رنگ ز بلبل نوا خوش است
۲
یک دم حضور را به جهانی نمی دهیمعالم به کام ماست اگر وقت ما خوش است
۳
دلبر که یار شد مزه از عشق می رودمعشوق پرستیزه و ناآشنا خوش است
۴
دل موج خیز گریه و چشمم ز خون پر استساقی بیار باده صفا و هوا خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲