شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جولانگه معنی دل هشیار نعیم استفیض سحر از دیدهٔ بیدار نعیم است
۲
بسته است بلاغت کمر و دست، فصاحتدر بندگی نطق گهربار نعیم است
۳
جنت ز تجلای جمال است منورفیض نظر پاک ز دیدار نعیم است
۴
بر روی زمین نقش حصیر است اگر فرشآن مسند زرباف و قلمکار نعیم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth