شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جامه از رنگ و از گلشن بدن استآفتابی به زیر پیرهن است
۲
دل عاشق تمام آیینه استجام می پای تا به سر دهن است
۳
عالم از خاک سر برآوردندمردهٔ ما هنوز بی کفن است
۴
در کلیسای عشق و آیینشهر که زنار بست برهمن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth