خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شرابخانهٔ معنی،دل بهوش من استپیالهٔ می وحدت، لب خموش من است
۲
برای ناقص چندی دلم نمی سوزدجهان پر ز هوس، دیگ خام جوش من است
۳
تنم به خواهش دل جامه ای نپوشیده استسری که بار تعلق ندیده دوش من است
۴
به هر قدم دل مسکین چو بید می لرزدکه بار خاطر نازک دلان به دوش من است
صفحهٔ ۱ از ۲