شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من استشکستگی چو رقم صفحهٔ جبین من است
۲
نمی رود ز دلم لذت فراموشیهمیشه حرف الف درس اولین من است
۳
در آن جهان که خزان و بهار را ره نیستبهشت، یک چمن ساحت زمین من است
۴
ز بسکه دست ندامت به یکدگر زده امغبار دور زمان گرد آستین من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth