خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی استکه گاه خشم و گهی رحم و گه خودآرایی است
۲
گهی رود به حبش گه به چین کند مسکنز خال عارض او چشم عقل سودایی است
۳
طریق معرفت دوست زهد و تقوی نیستکه تیزگامی و ناکامی است و بینایی است
۴
چو آفتاب کسی روی دوست می بیندکه چشم حیرت او در بدر تماشایی است
صفحهٔ ۱ از ۳