شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باخبر باش که از حال خبرداری هستخواب منع است در آن خانه که بیداری هست
۲
سخن دوست به بیگانه نباید گفتنمی ننوشیم در آن بزم که هشیاری هست
۳
گرچه گل ناز به همراهی بلبل داردلاله را همچو منی سوخته دل یاری هست
۴
عهد کردم به کسی [خواجگیی] نفروشمدر جهان تا به غلامیم خریداری هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth