شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیستنهی در عالم فرمان تو بی چیزی نیست
۲
از گریبان جهان سر به درآورده مرادست در گوشهٔ دامان تو بی چیزی نیست
۳
صد هزاران به تمنای تو چون اسماعیلواله و کشته و حیران تو بی چیزی نیست
۴
روبرو با دل مجروح ستمدیدهٔ ماحلقهٔ زلف پریشان تو بی چیزی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth