شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا دمی نفسی لحظه ای و آنی نیستکه با جفا و وفا از تو امتحانی نیست
۲
بجز مشاهدهٔ آن جمالبی کم و کیفدر آن جهان که منم ماه و آسمانی نیست
۳
شهید عشق تو را بهتر از دم شمشیرمیان معرکه امروز ترجمانی نیست
۴
کم است از قدح خشک و کاسهٔ تنبورهر آن سری که در او شورش و فغانی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth