شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاطر جمع بجز عالم یکتایی نیستعالم امن به از گوشهٔ تنهایی نیست
۲
از ازل تا به ابد منتظر جانان استدل شیدایی ما چشم تماشایی نیست
۳
از لب لعل و خم زلف و خدنگ مژگانچه خیال است که در آن سر سودایی نیست؟
۴
هیچ کس طاقت نظاره ندارد او رادلبر ماست که در قید خودآرایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth