شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخبهتر بود ز آب حیاتم شراب تلخ
۲
زاهد [جبین] سرکه فشان تو روبروستانصاف نیست باز بگویی جواب تلخ
۳
دلبرتر است لذت غفلت ز آگهیشیرین تر است از همه بر نفس، خواب تلخ
۴
بستی ز خشم باز میان را به قتل منشیرین نمود از کمرت پیچ و تاب تلخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth