خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز حلقهٔ آن دربهدر پسند مبادچو آفتاب خلاصم از آن کمند مباد
۲
هر آن سری که بر آن آستان نگردد خمچو حلقهٔ در آن کوی سربلند مباد
۳
رقیب اگر شکر ار خورد باده نوشش بادمرا به جز می وصل تو سودمند مباد
۴
ز فکر ماضی و مستقبل است ظلمت عقلکه هیچ دل به خیالات چون و چند مباد
صفحهٔ ۱ از ۲