خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟ما در دل شب دیدیم فیضی که سحر دارد
۲
حسن کرمش ظاهر در صورت عصیان شداز ابر عیان دیدیم فیضی که قمر دارد
۳
جز بخل و حسد چیزی سرمایهٔ مردم نیستعیب است در این عالم آن کس که هنر دارد
۴
هستی به چه می ماند در نشئهٔ این عالمبحری است حبابی را پوشیده به بر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳