شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شور است این که دل از دست آن نامهربان داردکه جای مغز جسم من نمک در استخوان دارد
۲
چسان مستور دارم عشق را واعظ مپوش از منکه حق را در مسلمانی مگر کافر نهان دارد
۳
ز خواب غفلتم بیدار گردانید فریاد درا امشبصدای اهل دل در گوش اهل ذوق جان دارد
۴
چه غم دارد ز خیل آهوان، لیلی در این صحراچو مجنون ناله سوزد دردمندی را شبان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth