شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه غم آن مهر پیکر از چنان و از چنین داردکه در زیر نگینش آسمانی با زمین دارد
۲
نمی خواهم گهر زان بحر اگر بر روی آب آیدکه هر دم از تنک ظرفیش چینی بر جبین دارد
۳
مرا از خاک سر برداشتن زان خوش نمی آیدکه هر چیزی که بالا می رود رو بر زمین دارد
۴
هر آن کاو با تو بد گوید از او امید نیکی کنکه هر جا نیش زنبوری است با خود انگبین دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth