خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه دورم ز نظر، کی نظر از من داردنی من از او خبر و او خبر از من دارد
۲
جدول مظهر سرچشمهٔ هستی شده امگرچه بحر است ولیکن گذر از من دارد
۳
هیچ بر مزرع اوقات نمی پردازمداد و فریاد از آن بحر و بر از من دارد
۴
خون خود وقف به مژگان سیاهی کردمگله دیگر ز چه رو نیشتر از من دارد؟
صفحهٔ ۱ از ۴