شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سفر هوشوران زود تمامی داردباده کم نشئه چو افتد رگ خامی دارد
۲
بادهٔ عشق بنوشید و مترسید که ایننه شرابی است که تا حشر تمامی دارد
۳
زلف چون بند کند پای دلی در زنجیرزینهارش که بگویید گرامی دارد
۴
از برای مدد قافیه و حسن ردیفهر زمان عرض به جامی و نظامی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth