شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خاطری که آن بت عیار بگذردتا خود چها زسینهٔ افگار بگذرد
۲
دیگر سرشک من پی او گم نمی کندیک بار گر به چشم گهربار بگذرد
۳
اشک مرا به کشت رسان و روا مداراین بحر موج خیز که بیکار بگذرد
۴
غافل مشو ز دل که مبادا از این طریقآن شوخ بی قرار به یکبار بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth