شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می بردبار خودی خیال تو از پیش می برد
۲
هر خار، کان کشیده به مژگان ز پای گلبلبل به یادگار دل ریش می برد
۳
تنها نه فارغ از غم دنیاش می کندغم ها ز دل برون دل درویش می برد
۴
هر گه که دل به خنجر نازی شود دچارخود را قفا کشیده مرا پیش می برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth