شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت از حریم دیده و دل را کباب کرداین کعبه را به سنگ جدایی خراب کرد
۲
نگذاشت تا نمود کند رنگ عیش مااز بسکه نوبهار جوانی شتاب کرد
۳
ما را مراد او ز میان سوزش است و بسبا ما اگرچه ناز و به دشمن عتاب کرد
۴
غیر از دل شکستهٔ ما و خیال دوستکس دیده است بحر که جا در حباب کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth