شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کردراه ناهموار هستی را به ما هموار کرد
۲
خواب غفلت در شب هستی ز هوشم برده بودیاد او کردم تپیدن های دل بیدار کرد
۳
زرد روتر می شود از مهر در چشم کسانگرمی عشق تو را هر کس به غیر اظهار کرد
۴
در ریاض دهر هر کس را که از باد طمعغنچهٔ امید تا گل کرد او را خوار کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth