خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کردهمچو صبح صادقم در این سیاحت پیر کرد
۲
زلف خوبان بسکه در این گوشه واگردیده استجذبه را در خلوت ما عشق در زنجیر کرد
۳
خواب دیدم زلف معشوقی به دست آورده امهر که را گفتم پریشانی مرا تعبیر کرد
۴
چون صبا با ناتوانی عقده ها واکرده ایمشیرچشمان را نگاه عجز ما نخجیر کرد
صفحهٔ ۱ از ۲