شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزدکه نی را خانهٔ خالی ز آواز حزین سوزد
۲
چو شمعم پردهٔ فانوس پیراهن کجا گرددکه گر تصویر دست من کشی در آستین سوزد
۳
غبار جسم سوزانم اگر بر روی بحر آیدهر آن موجی که آید از پی گردم جبین سوزد
۴
چسان تا وادی ایمن توانم رفت با موسیکه گر بر طور مانم پای کوه آتشین سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth