شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشدچو خورشیدم دگر آغاز من انجام من باشد
۲
نخواهم رفت چون خضر از پی آب بقا هرگزکه تا ممکن بود یک قطره می در جام من باشد
۳
سوارم گر گند بر اسب همت، عشق بی پرواگذشتن از سر کون و مکان یک گام من باشد
۴
ندیدم هیچ گه خود را به کام خود گمان دارمکه عنقایی که می گویند صید دام من باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth