خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشدچو مرده ای است که او زنده در کفن باشد
۲
گل از طراوت آب و هواست خندان رویشکفتگی نه به اندازهٔ چمن باشد
۳
میان نفس [و] خرد گفتگوی ملک وجودهمان حدیث سلیمان [و] اهرمن باشد
۴
دل مرا سخن عشق زنده ساخته استنمیرد آن که دلش عاشق سخن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲